الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
377
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
به اينكه شما با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مصاحبت كردهايد ، او را آزمودهايد و او را شناختهايد چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن و در او هيچگونه تباهى اعضاء و ديوانگى نيافتهايد . و همچنين آيه : ( وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ - 22 / تكوير ) . الْإِصْحَاب للشّيء : مطيع و منقاد بودن به چيزى است و اصلش اين است كه يار و همراه او شده است . أَصْحَبَ فلان : وقتى است كه كسى پسرش بزرگ شده و مصاحبت و ياور اوست . أَصْحَبَ فلان فلانا : همنشين و همراه او شد . و آيه : ( وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ - 43 / انبياء ) يعنى از جانب ما با چيزى كه آرامش و مدارا و آسايش براى آنها باشد يارى نمىشوند و از اين قبيل است ، همان چيزهائى كه خداوند اولياء خود را با آنها يارى مىكند . اديم مُصْحَب : زير اندازى كه تازه و پر موست و موهايش از آن كنده ، نشده . صحف : الصَّحِيفَة : هر چيز باز شده و گسترده ، مثل : صَحِيفَة الوجه : روى باز و گشاد . صَحِيفَة - كاغذى يا هر چيزى كه بر آن نوشته مىشود ، جمعش صُحُف و صَحَائِف - است . در آيات : ( صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى - 19 / اعلى ) ( يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ - 2 / بينه ) گفتهاند مراد قرآن است و اگر به صورت جمع يعنى - صحف - ذكر شده ، به خاطر اين است كه قسمتهاى زيادى از كتابهاى پيشينيان را دربردارد . مُصْحَف : آن چيزى است كه جمع كننده و در برگيرنده - صحف و نوشتههاست جمعش مصاحف . تَصْحِيف : خواندن مصحف و روايت كردن آن است با اشتباه حروف به صورتى غير از آنچه كه هست .